سرگرمی(بیا تو دم در بدهღ♥ღ!)
داستان های زیبا♥ اس ام اس های ادبی ♥ مطالب زیبا♥جمله های قشنگ♥مقدم شما مهمان عزیز را به این وبلاگ گرامی می داریم.امید وارم از مطالب خوشتون بیاد و نظر بدید
نويسندگان
آخرين مطالب

 

ســـــــــقلبـــــــقلبــــــلم به دختر خانم های گل و خوشکل و ماه وبسرای خوب.

. خوبید؟ خانواده خوبند؟ مــــــــا هم خوبیم ، خانوده هم خوبند سلام دارند خدمتتون

 راستی ماه رمضون مبارک باشه نماز روزه هاتون هم  قبول باشه ان شاءالله. سریال های ماه رمضون رو میبینید؟

تابستون خوش میگذره؟

اگه عشقتون کشید و دوست داشتید  به سوال زیر جواب بدید باشه؟فقط دقت کنید که ما گزینه ای که هر دو نفر رو داشته باشه نداریم.

 

"   اگه دو نفر لب پرتگاه باشند کدومشون رو نجات میدی؟
    اونی که دوسش داری یا اونی که دوست داره ؟چرا؟ "

آخر بار هم خودم جواب میدم ok؟

 

           

 

 ااااااااااااااااا                                                ااااااااااااااااااااااا
 ااااااااااااااااا                                              اااااااااااااااااااااااااا
 اااااااااااااااااااااااااا                                   اااااااااااااااااااااااااااااااا     
 اااااااااااااااااااا   اااااااااااا                ااااااااااا             ااااااااااااااااااا
 اااااااااااااااااااا        ااااااااا            ااااااااا                ااااااااااااااااااا
 اااااااااااااااااااا          اااااااا        ااااااااا                  اااااااااااااااااااا
 ااااااااااااااااااا              ااااااا    اااااااا                     ااااااااااااااااااا
 ااااااااااااااااااا                  ااااااا                           ااااااااااااااااااا

                           Okhlesim

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ٤:۳٥ ‎ب.ظ ] [ zahra ]

   

 خندهاس ام اس های باحال و سر کاریخنده

 

------*----- میدونی این چیه یه تار موت که با دنیا عوضش نمی کنم ؛ حتی اون شپش وسطشو

  *******************************

 مشترک گرامی شما برنده ی یک دستگاه پژو پارس شده اید. جهت اطلاعات بیش تر به سایت: شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه مراجعه فرمایید. باتشکر شرکت بشین تا بیاد.

    *******************************

قسمتی از متن مجود نیست* بقیه هم موجود نیست * اصلا متنی در کار نیست* ولی برای سرکار گذاشتن تو فکر بدی نیست.

    ********************************

تو مثل خورشیدی میدونی چرا؟ چون از همون نگاه اول میشه فهمید از پشت کوه اومدی.

      *********************************

مثبت اندیشی یعنی این که اگه گنجشکی روی سرت چلغوز کرد خوش حال باشی از این که گاو ها پرواز نمی کنند.

                             ***********************************

از شرکت شیر پاستوریزه مزاحمتون میشم ، عکستون روی پاکت شیر قدیمی شده ؛ لطفاً عکس جدید برامون بفرستید.

                           *************************************

کاش اونقدر تکنولوژی پیشرفت  می کرد؛ که از همین جا شصت پامو تو چشمت می کردم.

                         **************************************

تا حالا قورباغه له شده تو پلاستیک دیدی؟ اگه ندیدی برو کارت ملیت رو نگاه کن.

                          *************************************

زندگی مانند گیتاریست که گاهی نوای غمگین مینوازد و گاهی نوای شادی ؛ امیدوارم که گیتار زندگیت همواره بندری بنوازد.

 

    لبخند اس ام اس های ادبیلبخند

با پول میشه خانه خرید ولی زندگی نه، رختخواب خرید ولی خواب نه ،ساعت خرید ولی زمان نه، مقام خرید ولی احترام نه،کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، قلب خرید ولی عشق نه...!(چارلی چاپلین)

  کودک فال فروش را پریسدند چه می کنی؟ گفت به آنان که در امروز خود مانده اند فردا را میفروشم!

 " سه چیز هرگز بر نمیگردد: زمان ، کلام ، موقعیت.
سه چیز را هرگز نباید از دست داد: آرامش ، امید ، صداقت.
سه چیز هرگز قطعی نیست: شانس، موفقیت ، رویا ها.
سه چیز ارزشمند ترین چیزها ست : عشق، اعتماد به نفس ، محبت".

آن سوی ناکامی ها خداست که داشتنش جبران همه ی نداشته هاست".

خوش بخت ترین آدم کسی است که خوشبختی را در قلب خود جست و جو کند".

خاطرمان باشد به یاد هم باشیم شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم عبور کنیم و بگوییم این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.

دعای قاصدک ها خوشبختی آدم هاست ؛ برات آرزوی یک دنیا قاصدک دارم.

                        

                         قلباس ام اس های عشقولانه ی با حالقلب

 

 

 

فدای رفیقی که دلش یکرنگه ، عشقش پر رنگه ، چشماش خوش رنگه ، دلم واسش تنگه.

 

ما وقت و بی وقت ، اول وقت ، وسط وقت ، آخر وقت خلاصه همه وقت به یادتیم رفیق.

 

 

عمر آدم کفاف نمی ده به آخر جاده ی معرفت برسه. آهای تو که آخر این جاده ای "سلام"

بهترین لحظه لحظه ای ست که فکر کنی فراموشت کردم بعد یک اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمرم برات.

الماس وجودت بر شیشه ی دلم خطی کشید که پاک کردنش بی شکستن ممکن نیست.

به هرکس دل سپردم بی وفا شد ، چو پابندش شدم از من جدا شد ، نمی دانم از اول بی وفا بود و یا  نازش کشیدم بی وفا شد؟

همه نازن تو ناناز،
همه سیرن تو پیاز ،
همه شورن تو شکر ،
همه قلوه تو جگر ،

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت؛ تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی.

شاید دوری بهانه ی خوبی برای بی خبری باشد اما دلیلی برای فراموشی نیست...

تو کتاب خوندم دروغ بده ، دیگه دروغ نگفتم.... تو کتاب خوندم قهر بده دیگه قهر نکردم....تو کتاب خوندم رفیق بده دیگه کتاب نخوندم.

تو کوره راه زندگی به بهترین ها برسی ، خوبی برای تو کمه به هر چه خواهی برسی

انتظار بارانت سخت هم که باشد فقط به خیال آمدنت خیس خیسم.

آرام ترین تپش قلبم را تقدیمت می کنم تا بدانی آرام بخش وجودمی.

مشترک پر مصرف چراغ محبت تو همیشه در دل ما روشن است حتی در ساعت اوج مصرف برق.

دوثت دارم می دونی چرا با این (ث) نوشتم ؟چون بدونی ثانیه به ثانیه به یادتم.

قلب من با هر تپش با هر صدا با هر سکوت ، یک نفس دارد دعایت می کند؛ بی تعارف این دلم خیلی هوایت میکند.

روی گل زرشکی با یک مداد مشکی برای تو نوشتم ، تو تنها عشقی

20 سال  20 روز 20 شاخه گل و 20 بوسه برای تو که 20 تی ولی افسوس که پیشم نیستی.

زندگی یعنی همین لبخند تو ، عشق یعنی یک نفر مانند تو ، مرحبا بر عشق تفسیرش تویی، آفرین بر آسمان ماهش تویی.

اگه دیدی دنیا مفهومی نداره تحمل کن شاید خودت دنیای کسی باشی.

از قلبم پرسیدم عزیزت کیه گفت : اس ام اس بفرست ببین کجا میره.

گفتند دنیا رو دوست داری یا رفیقت رو ؟ گفتم ای بی خبران رفیق من دنیای من است.

یک بوسه تقدیم به آن که دارمش دوست
تقدیم به آن که قلبم از اوست،
اگر مهتاب از تن بر کند پوست،
جدا هرگز نگردد یادم از "دوست"

خود نویس محبتم را از سیاهی شب پر میکنم و بر سپیدی صبح مینویسم : به یادتم.

یه عالمه گل واسه تو که لایق محبتی
قربون اون چشات برم که مننتظر پیامکی

نازنین مثل قناری در قفس هر شب هوایت می کنم
آسمان کوچکی دارم فدایت می کنم

باغ زندگی قشنگه اگه باغبون تو باشی
همه ی  گل هاش میمیرن اگه یک لحظه نباشی

دیشب دفتر قسطامو ورق زدم تمومی نداره؛ تا آخر عمر بده کارتم رفیق

 

 

 

[ ۱۳٩٠/٥/۸ ] [ ٩:۳٧ ‎ق.ظ ] [ zahra ]

 

                 یادمان باشد اگر...

 

یادمان باشد اگر شاعر شدیم برای سرودن دوست داشتن دنبال کنایه نباشیم.

یادمان باشد اگر نقاش شدیم لبخند را با آبی ترین رنگ بر بوم جاودانگی به تصویر بکیشیم.

 یادمان باشد اگر معلم شدیم برای نمره دادن به خوبی ها دفتر نمره را ببندیم و دستمان را به اندازه ی تمام کلاس باز کنیم.

 یادمان باشد اگر پزشک شدیم  نبض زندگی را در رگ عشق جست و جو کنیم.

 یادمان باشد اگر...

 کاره ای نشدیم دل شکستن پیشه مان نباشد.

 

                  ******

 

«ترجمه ی عشق از زبان معلم ها»قلبقلبقلب

 دبیر معارف: عشق یک موهبت الهی است

 دبیر ورزش:عشق تنها توپی است که اوت نمی شود.

 دبیر شیمی : عشق تنها اسیدی است که به قلب صدمه نمی زند.

 دبیر ادبیات :عشق باید مثل عشق لیلی و مجنون باشد.

 دبیر جغرافی : از فراز کوه های بلند که تیری به نام عشق از مشرق محبت بر مغرب  قلب انسان می نشیند.

 دبیر زیست : عشق یک نوع بیماری است که عامل آن کم تر شناخته شده.

 واما ترجمه ی عشق از زبان یک دوست:

 عشق یعنی با این سه تا زندگی کردن:

 Energy «انرژی»

 Enthusiasm«شور و اشتیاق»

 Empathy«دلسوزی و همد لی»

 

           *******

 

در شب های آرزویم برایت آرزو می کنیم که آرزوی کسی باشی که آرزویش داری.

 دنیا را برایت شاد شاد و شادی را برایت دنیا دنیا آرزو می کنم.

 آرزو دارم آرزوهایت آرزو ساز آرزو هایم باشد.

 شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی خدا را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم تمام شب را برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزو هایت دعا کردم.

 آرزویم این است دیدن اوج غرورت در صبح   و رسیدن به همه ی رویا هایت .من دعا خواهم کرد روز هایت پر نور شب تو مهتابی دل تو صادق و صاف رنگ باران باشد

             

یک پرنده ی کوچک که زیر برگ

 ها نغمه سرایی می کند برای

 اثبات خدا کافی است.ویکتور هوگو  

مثل باران نباش که خود را به

 بنجره بکوبی تا همه نگاهت کنند.ابر باش تا همه با التماس نگاهت کنند که بباری.

تصمیم خداوند از قدرت درک ما خارج است ولی همیشه به نفع ماست.

خاطرمان باشد به یاد هم باشیم شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم این غریبه چه قدر شبیه خاطراتم بود.

دوستان گلم نظر یادتون نرهچشمک

 

[ ۱۳٩٠/٤/٧ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ zahra ]

دو نقاش        

سال ها پیش مسابقه ای  در یونان بر گزار می شد که در طی آن بهترین نقاش را شناسایی می کردند.یونانیان زیبایی را بسیار دوست داشتندو سعی می کردند در هر چیز بهترین را پیدا کنند. آنان بازی های المپیک را راه انداختند تا بفهمنددر هر ورزش بهترین کیست.هم چنین مسابقاتی در زمینه ی شعر موسیقی نقاشی مجسمه سازی بر گزار می کردند. این داستان درباره ی یکی از ان مسابقات است .

هیچ کس نمی توانست بگوید کدام یک از دو نقاش هرمند بهتری بودند.بعضی یکی را ترجیح می دادند برخی دیگری را. پس تصمیم گرفتند از پیرمردی که خود زمانی بهترین نقاش روزگار خویش بود بخواهند در این مورد داوری کند.پیر مرد وظیفه ای بر عهده ی نقاشان گذاشت:هر یک باید تا آن جا که می توانست تصویر واقعی از زندگی می کشید. بعد از سه ماه باید بر می گشتند و نقاشی های خود را نشان می دادندآن وقت پیر مرد قضاوت می کرد که کدام بهترین است.

دو نقاش رفتند و بعد از سه ماه هر کدام با یک تصویر برگشتند. جمعیت در محل مسابقه گرد امده مشتاق بودند ببینند کدام یک برنده خواهد شد.پیر مردی که قرار بود بین آن ها داوری کند در برابر دو نقاشی که با پرده پوشانده بودند ایستاد. به اولین نقاش علامت داد او جلو آمد و پرده را از جلوی نقاشی خود کنار زد. جمعیت برای نقاشی او که زیبا و بسیار شبیه زندگی بود  هورا کشید.نقاشی او تصویری از یک کاسه ی انگور بود و ن چنان رسیده و آب دار ترسیم شده بود که مردم نمی توانستند باور کنند انگور ها واقعی نیستند. ناگهان پرندگانی که آن حوالی پرواز می کردند با شتاب فرودامدند وشروع کردند به نوک زدن به تصویر و سعی می کردند انگور ها را بخورند! جمعیت کف می زدنند و هورا می کشیدند اگر این نقاشی آن قدر خوب بود که توانسته بود پرندگان را فریب دهد تصویرگر آن مطمئنا باید برنده می شد.

حالا نوبت نقاشی دیگر بود پیر مرد به او علامت داد پرده را کنار بزند تا همه به چشم خود تصویری را که این هنرمند کشیده بودب بینند.نقاش جوان  لبخند زد اما حرکتی نکرد داور مسابقه گفت:«نوبت توست.بگذار نقاشی ات را ببینیم تا داوری کنیم که کدام بهتر است.»اما نقاش ثابت ماند و حرکتی نکرد . معنای این کار او چه بود .پیرمرد صبرش را از دست داد. قدمی برداشت تا پرده را کنار بزند. دستش به طرف پرده رفت. ولی مثل این بود که نمی تواند آن را در دست بگیرد.

رو به جمعیت کرد و گفت: این جا پرده ای نیست. پرده همان نقاشی است. او یک پرده را نقاشی کرده است درست شبیه یک پرده ی واقعی است!

جمعیت مات و مبهوت مانده بود.

پیر مرد بعد از این که بر خودش مسلط شده یادش آمد که باید برنده را انتخاب کند.چه کسی را باید انتخاب می کرد؟

او رو به نقاش اول کرد و گفت :«نقاشی تو آن قدر خوب بود که پرندگان را به اشتباه انداخت!»سپس رو به نقاش دوم کرد و گفت اما نقاشی تو بهتر است چون چشم های انسان ها را فریب داده است! بنابر این برنده تویی. جمعیت هورا کشید و نقاش به جلو قدم برداشت تا به عنوان برنده ی مسابقه جایزه را در یافت کند. آن ها بهترین نقاش را پیدا کرده بودند یا نه؟«رابرت فیشر»

[ ۱۳٩٠/۳/۱٠ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ zahra ]
........

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

همتون رو دوست دارم و آرزوی موفقیت برای همه ی شما دارم.
امکانات وب

<--Start Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com-->

ابزار متحرك زیباسازی وبلاگ


<---End Cod ZibaSazi By www.RoozGozar.com--->

قالب وبلاگ تبلیغات
href='http://www.iranskin.com/zibasazi/font/'

كدهای جاوا وبلاگ




انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس